میم مثل ما

من از آن روز که در بند تو ام آزادم

میم مثل ما

من از آن روز که در بند تو ام آزادم

میم مثل ما

درود فراوان
با سپاس و خوش آمدگویی،
در این وبنوشت من و همسرم به روایت یک دوست داشتن ساده میپردازیم. اگر بار اولی هست که اینجا تشریف میارید، میتونید از سربرگ بالای همین صفحه، "درباره ما" خلاصه ای از سرگذشت ما رو بخونید.

مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
  • ۲۱ آبان ۹۴، ۱۲:۰۴ - :)
    :)

قدر دوست داشتن هامان را بدانیم

سه شنبه, ۳ ارديبهشت ۱۳۹۲، ۱۰:۱۹ ب.ظ

و اآنجا که عشقی پایان میگرد و پایه های عشق یک زندگی فرو میریزد و روحی می میرد و از کالبد جسمش به سویی پر میکشد و میرود... آنجا، چشمان همه دوست داشتن ها مان می بارند ...

میبارند و میبارند و میبارند.

و آنجا که روحی بار دیگر در کالبدی دمیده میشود و پاک ترین موجود هستی، میگرید و با چشمانی گریان و روحی بی قرار،  آغوشی را جست و جو میکند به سان مادر...

میتوان آیا  تفاوت اشک با اشک و تفاوت رفتن و آمدن یک دوس داشتن را فهمید؟

قدر یک دیگر را بداینم... فاصله روزهای از شوق گریستن و از غم گریستنمان ، کمتر از یک نفس است...

با هم بمانیم، با هم مهربان باشیم ، با هم زندگی کنیم 

یک نفس یعنی فاصله دوست داشتن من  با تو ، کمترین فاصله ممکن.




  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • ۹۲/۰۲/۰۳
  • ۸۶۲ نمایش
  • منصوره

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی