میم مثل ما

من از آن روز که در بند تو ام آزادم

میم مثل ما

من از آن روز که در بند تو ام آزادم

میم مثل ما

درود فراوان
با سپاس و خوش آمدگویی،
در این وبنوشت من و همسرم به روایت یک دوست داشتن ساده میپردازیم. اگر بار اولی هست که اینجا تشریف میارید، میتونید از سربرگ بالای همین صفحه، "درباره ما" خلاصه ای از سرگذشت ما رو بخونید.

مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
  • ۲۱ آبان ۹۴، ۱۲:۰۴ - :)
    :)

۱۵۱ مطلب با موضوع «صندوقچه خاطرات» ثبت شده است

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۰۷ مهر ۹۳ ، ۱۸:۵۹
  • ۲۳۰ نمایش
  • منصوره

نفرین

۲۷
شهریور

فقط دوس دارم بگم خدایا به حق بزرگیت و پاکیت ومهربونیت،  هر کسی که دل کسی رو آشوب میکنه، بدترین آشوب رو بنداز تو وجود خودش و ...

واگذارشون میکنم به خودت خدا

  • منصوره

چقدر بعضی از آدما میتونن پست و نفرت انگیز باشند...

چقدر میتونن آشغال و کثیف باشند.

که فقط باید دعا کنی بمیرن و گورشونو ازین دنیا گم کنند..

که فقط وقتی میبینیشون یا اصلا نه دیدن هم نه، وقتی فکرشونو هم میاد تو ذهنتون حالتون ازشون به میخوره . دوس دارید هر چی کثیفی بریزین رو سرشون و زیر همه کثافت ها دفنشون کنید..

خدایا مراقب همه ما باش..

همه رو میپسارم به خودت خدا..

  • منصوره

هر کسی اینارو ببینه با خودش فکر نکنه که من پیمانکار ساختمونی یا مهندس آرشیتکت هستم. نه والا من یک مهندس مکانیکم!

این عکسارو هم اینجا میذارم تا خاطره ای باشه برای آینده که یکزمان بهشون نگاه میکنم با خودم بگمممم اههههه یادش بخیررر چه کارهایی میکردیم !!!

 

اولین عکس مربوط به دیواره گچبری روی اپن هست که توسط سنگ های 5 سانتی تزئین شده.

  • محسن

این قاب شاید به نظر فقط یک چهار چوب میاد اما شما نمیدونید چقدر برای من خاطرات رو زنده میکنه و از چه چیزی محافظت میکنه. خدایی استحکامش بی نظیره. یکبار با همین کاشی داخلش افتاد اما خداروشکر محافظت خوبی از کاشی کرد.

این کاشی رو سال 90 از اصفهان خریدم. تکه شعر زیبایی از فریدون مشیری روش نوشته شده (شعر مهتاب)

این قاب رو هم با دست و بدون ابزار خاص درست کردم. قرار شد روش طرح و نقش بکشم که وقت نشد!

زدمش به روی دیوار اتاق

 

  • محسن

این هم یکی دیگه ازون چیزایی بود که خودم خیلی دوست داشتم درست کنم. منتهی شاید تو نظر خیلی ساده به نظر برسه اما من برای درست کردنش با چند تا ابزار ساده شروع کردم. و تماما از چوب بدون هیچ چسبی یک تیکه در آورده شده.

یک جامدادی ساده که در تاریخ 13 تیر 1391 درسش کردم. یادت میاد؟

قرار بود به تو بدمش. اما دادم به معصومه، برادرزادم.

درش کشوییه. ظاهر وباطن همینه!!!

  • محسن
به وبلاگ ما خوش آمدی دوست عزیزم .
سپیده یکی از بهترین دوستان من هستو یکی از محرمترین افرادی که این وبلاک خیلی خصوصی رو میخونه.. در بین دوستام و کلا افراد خانواده..
سپیده جونم، انشالله که به همه ارزوهای قشنگت برسی.. از ته دل آرزو میکنم که هر چه که از خدای بزرگ میخوای خیلی زود زود برات برآورده کنه..
دوست خوبم دوستت دارم ...*:
  • منصوره

چند وقت پیش بود که داداشم یکسری طبقات داخل کمدش میخواست نصب کنه. خودش دنبال نصب چوب و این مسائل بود. من بهش پیشنهاد زیر رو دادم. بالاخره مهندس باید خوش ذوق باشه. امیدوارم نظر شما هم همین باشه.

این نمونه کار در تاریخ 93/06/18 انجام شد.

  • محسن
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۱۴ شهریور ۹۳ ، ۱۳:۴۳
  • ۱۸۳ نمایش
  • منصوره

حلال!!

۱۳
شهریور

تنهاییت را بیاور
همه دلتنگی هایت
شانه ای هست
اینجا
برای آسودن
خیال محالی نیست
باور کن
توی چشمهام
آزردگی هایت را به آب بده 
بعد هوایی تازه کن 
شاید با هم نفسی به عشق بگذرانیم 

گیلدا ایازی

  • منصوره