میم مثل ما

من از آن روز که در بند تو ام آزادم

میم مثل ما

من از آن روز که در بند تو ام آزادم

میم مثل ما

درود فراوان
با سپاس و خوش آمدگویی،
در این وبنوشت من و همسرم به روایت یک دوست داشتن ساده میپردازیم. اگر بار اولی هست که اینجا تشریف میارید، میتونید از سربرگ بالای همین صفحه، "درباره ما" خلاصه ای از سرگذشت ما رو بخونید.

آخرین نظرات
  • ۲۱ آبان ۹۴، ۱۲:۰۴ - :)
    :)

شعری از سیمین

سه شنبه, ۲۸ مرداد ۱۳۹۳، ۰۳:۲۸ ب.ظ

ستاره دیده فرو بست و آرمید بیا


شراب نور به رگهای شب دمید بیا

زبس به دامن شب اشک انتظارم ریخت 

گل سپیده شکفت و سحر دمید بیا 

زبس نشستم و با شب حدیث غم گفتم 

زغصه رنگ من و رنگ شب پرید بیا 

به وقت مرگم اگر تازه میکنی دیدار 

به هوش باش که هنگام آن رسید بیا 

به گامهای کسان میبرم گمان که تویی 

دلم زسینه برون شد زبس تپید بیا

نیامدی که فلک خوشه خوشه پروین داشت 

کنون که دست سحر دانه دانه چید بیا

امید خاطر عشاق دل شکسته تویی 

مرا مخواه از این بیش نا امید بیا


سیمین بهبهانی


روحش شاد.. واقعا زنان بزرگی مثل ایشون باید صدها سال زنده بمونند..

  • موافقین ۱ مخالفین ۰
  • ۹۳/۰۵/۲۸
  • ۲۶۰ نمایش
  • منصوره

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی